یا ایها الذین آمنوا اذا لقیتم فئه فاثبتوا و اذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون
((اى کسانى که ایمان آورده اید هر گاه با فوجى از دشمن مقابل شدید پایدارى کنید و خدا را پیوسته یاد آرید، باشد که فیروزمند و فاتح گردید.))
به خوبى پیداست که گروه ایمان به هنگامى که در مقابل گروه کفر و شرک قرار مى گیرند چون به حیات پس از مرگ معتقدند و هم متکى به قدرتى که حد و حدودى آن را فرا نمى گیرد و به علت این که در راه ایمان با بى ایمانان به مقابله مى پردازند از ناحیه خداوندى مورد تایید قرار مى گیرند، در این جا مومنین در صحنه ، که همواره حضور خویش را به اثبات رسانیده اند یادآور مى شود که شما در راه تحقق ایمان خود و در مقابله با کسانى که مى خواهند ایمان شما را به خطر اندازند باید ثابت قدم و استوار باشید و چون استوار در مقابل کفر ایستادید به خود نیز نباید مغرور شوید بلکه باید در این حال متوسل به ذکر و یاد الهى شوید که بزرگ ترین پشتوانه و قدرت اهل ایمان است . پس با این همه مى خواهد بگوید آن ایمانى ارزش دارد که داراى ثبات و ایستادگى باشد و ایستادگى خود را هم توسط ذکر تقویت و تثبیت نماید و بدین وسیله زمینه رستگارى را براى خود فراهم نماید. در این جا براى تحقق رستگارى ثبات بنده را خواسته که از روى ایمان باشد اما در آیه اى دیگر مى فرماید:
یا ایها الذین آمنوا ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم
((اى کسانى که ایمان آورده اید اگر خداوند را یارى کنید خداوند نه تنها یاریتان مى کند بلکه به شما ثابت قدمى نیز خواهد بخشید.))
امام محمد غزالى در توضیح آیه مذکور مى نویسد: ((پس اصل مسلمانى کلمه ((لا اله الا الله )) و ((محمد رسول الله )) است ، و وى عین ذکر است ، و همه عبادات دیگر تاءکید این ذکر است ، و یاد کرد حق تعالى ، را ثمره ذکر تست و براى این گفت حق تعالى : ((فاذکرونى اذکرکم )) مرا یاد کنید تا من شما را یاد کنم ، و این یاد کرد بر دوام مى باید، و اگر بر دوام نبود در بیش تر احوال مى باید که فلاح دروى بسته است ، و براى این گفت : الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و على جنوبهم ثنا بر این قوم کرد که ایشان بر پاى و نشسته و خفته در هیچ حال غافل نباشند، و گفت : واذکر ربک فى نفسک تضرعا و خیفه و دون الجهر من القول بالغدو والاصال و لاتکن من الغافلین گفت : او را یاد کن به زارى و به بیم و ترس ، بامداد و شبان گاه و به هیچ وقت غافل مباش علاوه بر آیاتى که براى نتایج ذکر آوریم ، روایات فراوانى این بحث جالب را دنبال کرده اند و به ذکر نتایج آن پرداخته اند، براى این که بحث قرآنى ما به تمام بیان گردد به روایات جالبى که در حقیقت موید و مفسر بیشتر این آیات خواهند بود اشاره مى کنیم ، و چون روایات و احادیث در این خصوص فراوان است فقط چندى از آن ها را ذیلا مى آوریم .
1- عن ابى عبدالله (ع ) قال :
من کان ذاکرا لله على الحقیقه فهو مطیع و من کان غافلا عنه فهو عاص و الطاعه علامه الهدایه و المعصیه علامه الضلاله و اصلهما من الذکر و الغفله
امام صادق (ع ) فرمود:
کسى که به حقیقت در یاد خداوند است مطیع و فرمان بردار خواهد بود و آن کس که از خدا غافل است عاصى و گناه کار. اطاعت نشانه هدایت است و معصیت علامت گمراهى و منشاء این هر دو، یاد خدا بودن و از خدا غافل شدن است .
در این روایت اشارتى هست به این که اطاعت و هدایت از نتایج مستقیم ذکر، و معصیت و گم راهى (ضلالت ) نشانه غفلت از ذکر خداست .
2- عن على علیه السلام قال :
من عمر قلبه بدوام الذکر حسنت افعاله فى السر و الجهر

على (ع ) فرمود:
آن کسى که با یاد دائمى خداوند دل خود را معمور نگاه دارد تمام اعمالش در پنهان و آشکار پسندیده و نیکو خواهد بود.
روایت در حین این که بسیار کوتاه و مختصر است ولى از عمق و ژرفاى فراوانى برخوردار است ، مولا صریحا اشاره مى کند به ساختن قلب و تعمیر آن از دریچه ذکر و پس از آن دعوت مى کند به دوام ذکر و تداوم بخشیدن به آن ، و چون ذکر تداوم یافت و خداوند در قلب آدمى مسکن گزید عمل انسان ذاکر به خودى خود چه در خفا و چه در علن و آشکار نیکو مى گردد، چرا که چنین کسى مى داند خداوند از وى غافل نیست و بر حسب ((ان ربک لبالمرصاد)) و نیز ((ان علیکم لحافظین )) و همچنین بر اساس ((نحن اقرب الیه من حبل الورید))، متوجه عمل خود در پنهان و آشکار مى گردد، و چون عمل انسان در پنهان و آشکار یکى شد مسیر مثبت و حسن به خود گرفت این انسان از ریا و نفاق که دو گانه گرى است بیرون آمده و چون دور نیست و ظاهر و باطنش یکى است به خودى خود وارد اخلاص مى شود و چنین فردى از نظر قرآن و اسلام ((موحد)) نام مى گیرد. و موحد کسى است که همیشه با خداست و خدا هم همیشه با اوست و این رابطه حتى براى لحظه اى قطع نمى شود، و خلاصه براى این که حضور خداوند را احساس کنیم به قول حافظ کافى است که از او غایب نشویم . ((حضورى گر همى خواهى از و غایب مشو حافظ)).

و نیز باید واقف باشیم که خداوند لحظه به لحظه همراه ماست و بى خود به این طرف و آن طرف براى یافتن خدا نشانه نرویم ، به خود فرو رویم و در خود بنگریم و چشم دل بگشاییم که خدا با ماست ، دگر بار حافظ چه زیبا به این مطلب اشاره مى کند:

 

بى دلى در همه احوال خدا با او بود   او نمى دیدش و از او دور خدایا مى کرد

3- قال رسول الله (ص ): ذکر الله شفاء القلوب
حضرت رسول اکرم (ص ) فرمود: یاد خداوند موجب شفاى قلب ها مى گردد.
همین مفهوم از امام على بن ابى طالب (ع ) نیز در بخشى از دعاى عارفانه کمیل نقل شده است : یا من اسمه دواء و ذکره شفاء.
و یا به قول مولانا جلال الدین :

 

آن چه حق است اقرب از حبل الورید   تو فکندى تیر فکرت را بعید
اى کمان و تیر را بر ساخته   صید نزدیک و تو دور انداخته
هر که دور اندازتر او دورتر   وز چنین گنج است او مهجورتر

4- عن على علیه السلام قال : ذکر الله دعامه الدین (الایمان ) و عصمه من الشیطان
على (ع ) فرمود: یاد خدا ستون دین و مایه مصونیت از شیطان و افکار و وساوس شیطانى است .
5- ذکر الهى موجب جلاء قلب ها و صیقل دل ها مى گردد، و نیز آن را آماده مى سازد تا بتواند محل ظهور تجلیات خداوندى گردد. امام على (ع ) در این خصوص مى فرماید:
ان الله سبحانه و تعالى جعل الذکر جلاء للقلوب ، تسمع به بعد الوقره و تبصر به بعد العشوه و تنقاد به المعانده و ما برح لله عزت آلاؤ ه فى البرهه بعد البرهه و فى ازمان الفترات رجال ناجاهم فى فکرهم و کلمهم فى ذات عقولهم
خداوند یاد خود را صیقل دلها قرار داده است ، دل ها بدین وسیله از پس ‍ کرى شنوا و از پس نابینایى بینا و از پس سرکشى و عناد رام مى گردند، همواره چنین بوده و هست که خداوند متعال در هر برهه اى از زمان و در زمان هایى که پیامبرى در میان مردم نبوده است بندگانى داشته و دارد که در سر ضمیر آن ها با آنها راز مى گوید و از راه عقل هایشان با آن ها تکلم مى کند.
با استفاده از جملات عمیق و عرفانى مولا مى توان پى به اعجاز ذکر الله برد، در صورتى که با کمال خلوص و علم کامل به آن ، ذکرى گفته شود انسان توسط آن از آن چه هست به سوى آن چه که باید باشد مى رود و از آن چه که مى داند مى تواند به سوى آن چه که باید بداند رهنمون گردد.
جلاء قلب و صیقل دادن دل یکى از اهداف بالاى عرفان است ، عرفا معتقدند که انسان براى دریافت حقایق باید به ابزارى که قوى تر از عقل باشد تکیه کند و آن ابزار از نظر آن ها قلب است که مرکز ادراکات حقایق است ، و براى این که از این مرکز خوب استفاده شود، انسان باید متحمل ریاضاتى باشد که در حد شریعت بوده و این ریاضات به انسان اراده اى مى بخشد که غبار هواى نفس را که بر روى صفحه دل نشسته پاک کند و چون آن صفحه پاک شد و به مرور صیقل گرفت آن گاه چشم دل انسانى باز شده و چیزهایى را مى بیند که قبلا توان آن را نداشته است :

 

چشم دل باز کن که جان بینى   آنچه نادیدنى است آن بینى

پس از این دل صیقل خورده و قلب جلا یافته مبدل به آینه اى مى شود که ذکر الهى را انعکاس مى دهد و محل تجلى اسماء و صفات الهى مى شود، مولانا جلال الدین به این حقیقت اشارتى داشته مى نویسد:

 

آینت دانى چرا غماز نیست   زان که زنگار از رخش ممتاز نیست
رو تو زنگار از رخ خود پاک کن   بعد از آن ، آن نور را ادراک کن

عارفان منبع معرفت واقعى را قلب پاک صیقل خورده مى دانند و مى گویند منبع شناخت روایت معروف ((من عرف نفسه فقد عرف ربه )) همى قلب آدمى است و در حقیقت قلب انسان آینه اى است که جمیع صفات الهى باید در آن جلوه گر شود، ولى اگر قلب انسان ها همچون آینه حقایق را منعکس نسازد به این جهت است که زنگ زده و گرد کدورت و قساوت بر آن نشسته و غبار هواى نفس آن نقش را مکدر ساخته و آلودگى هاى غبار نفس بر آن نقش بسته است و این همه مانع دید انسان مى گردد و اجازه انعکاس حقایق را نمى دهد، پس براى درک حق و دریافت صفات و اسماء او، چاره اى جز پاک سازى مرکز ادراک حقایق که همان قلب است نداریم و این همان است که در قرآن به آن ((تزکیه )) مى گویند، و هر کس بیش تر به تزکیه نفس بپردازد وسعت خویش را براى درک حقایق افزون کرده است :

 

هر کسى ز اندازه روشندلى   غیب را بیند به قدر صیقلى
هر که صیقل بیش کرد او بیش دید   بیش تر آمد بر او صورت پدید
گر تو گویى آن صفا فضل خداست   نیز این توفیق صیقل زان عطاست
قدر همت باشد آن جهد و دعا   لیس للانسان الا ما سعى
واهب همت خداوند است و بس   همت شاهى ندارد هیچ خس 

و نیز:

 

همچو آهن ز آهنى بى رنگ شو   در ریاضت آینه بى زنگ شو
خویش را صافى کن از اوصاف خویش   تا ببینى ذات پاک صاف خویش
بینى اندر دل علوم انبیاء   بى کتاب و بى معید و اوستا

و به گفته عارف بزرگ قرن چهارم ، شیخ ابو سعید ابوالخیر (متوفى به سال 440 هجرى ):

 

اى دل اگر آن عارض دلجو بینى   ذرات جهان را همه نیکو بینى
در آینه کم نگر که خودبین نشوى   خود آینه شو تا همگى او بینى

به طور خلاصه و فهرست وار مى توان خواص و نتایج ذکر را بر اساس ‍ روایات چنین شرح داد که ذکر کلید آرامش ، عامل زنده شدن قلب و عامل تقویت روح است ، به قلب ها نور و روشنایى مى بخشد، عامل گشایش ‍ محبت است ، دور کننده شیطان و وساوس شیطانى از انسان است و مانع از ایجاد نفاق در دل است . محبت از ثمرات ذکر است عامل عصمت و دورى از گناه است ، سعه صدر ایجاد مى کند و عامل آرامش و اطمینان قلب و دل مى شود.

بر گرفته از کتاب یاد خدا اثر کاظم محمدی

 



یا ایها الذین آمنوا اذا لقیتم فئه فاثبتوا و اذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون
((اى کسانى که ایمان آورده اید هر گاه با فوجى از دشمن مقابل شدید پایدارى کنید و خدا را پیوسته یاد آرید، باشد که فیروزمند و فاتح گردید.))
به خوبى پیداست که گروه ایمان به هنگامى که در مقابل گروه کفر و شرک قرار مى گیرند چون به حیات پس از مرگ معتقدند و هم متکى به قدرتى که حد و حدودى آن را فرا نمى گیرد و به علت این که در راه ایمان با بى ایمانان به مقابله مى پردازند از ناحیه خداوندى مورد تایید قرار مى گیرند، در این جا مومنین در صحنه ، که همواره حضور خویش را به اثبات رسانیده اند یادآور مى شود که شما در راه تحقق ایمان خود و در مقابله با کسانى که مى خواهند ایمان شما را به خطر اندازند باید ثابت قدم و استوار باشید و چون استوار در مقابل کفر ایستادید به خود نیز نباید مغرور شوید بلکه باید در این حال متوسل به ذکر و یاد الهى شوید که بزرگ ترین پشتوانه و قدرت اهل ایمان است . پس با این همه مى خواهد بگوید آن ایمانى ارزش دارد که داراى ثبات و ایستادگى باشد و ایستادگى خود را هم توسط ذکر تقویت و تثبیت نماید و بدین وسیله زمینه رستگارى را براى خود فراهم نماید. در این جا براى تحقق رستگارى ثبات بنده را خواسته که از روى ایمان باشد اما در آیه اى دیگر مى فرماید:
یا ایها الذین آمنوا ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم
((اى کسانى که ایمان آورده اید اگر خداوند را یارى کنید خداوند نه تنها یاریتان مى کند بلکه به شما ثابت قدمى نیز خواهد بخشید.))
امام محمد غزالى در توضیح آیه مذکور مى نویسد: ((پس اصل مسلمانى کلمه ((لا اله الا الله )) و ((محمد رسول الله )) است ، و وى عین ذکر است ، و همه عبادات دیگر تاءکید این ذکر است ، و یاد کرد حق تعالى ، را ثمره ذکر تست و براى این گفت حق تعالى : ((فاذکرونى اذکرکم )) مرا یاد کنید تا من شما را یاد کنم ، و این یاد کرد بر دوام مى باید، و اگر بر دوام نبود در بیش تر احوال مى باید که فلاح دروى بسته است ، و براى این گفت : الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و على جنوبهم ثنا بر این قوم کرد که ایشان بر پاى و نشسته و خفته در هیچ حال غافل نباشند، و گفت : واذکر ربک فى نفسک تضرعا و خیفه و دون الجهر من القول بالغدو والاصال و لاتکن من الغافلین گفت : او را یاد کن به زارى و به بیم و ترس ، بامداد و شبان گاه و به هیچ وقت غافل مباش علاوه بر آیاتى که براى نتایج ذکر آوریم ، روایات فراوانى این بحث جالب را دنبال کرده اند و به ذکر نتایج آن پرداخته اند، براى این که بحث قرآنى ما به تمام بیان گردد به روایات جالبى که در حقیقت موید و مفسر بیشتر این آیات خواهند بود اشاره مى کنیم ، و چون روایات و احادیث در این خصوص فراوان است فقط چندى از آن ها را ذیلا مى آوریم .
1- عن ابى عبدالله (ع ) قال :
من کان ذاکرا لله على الحقیقه فهو مطیع و من کان غافلا عنه فهو عاص و الطاعه علامه الهدایه و المعصیه علامه الضلاله و اصلهما من الذکر و الغفله
امام صادق (ع ) فرمود:
کسى که به حقیقت در یاد خداوند است مطیع و فرمان بردار خواهد بود و آن کس که از خدا غافل است عاصى و گناه کار. اطاعت نشانه هدایت است و معصیت علامت گمراهى و منشاء این هر دو، یاد خدا بودن و از خدا غافل شدن است .
در این روایت اشارتى هست به این که اطاعت و هدایت از نتایج مستقیم ذکر، و معصیت و گم راهى (ضلالت ) نشانه غفلت از ذکر خداست .
2- عن على علیه السلام قال :
من عمر قلبه بدوام الذکر حسنت افعاله فى السر و الجهر

على (ع ) فرمود:
آن کسى که با یاد دائمى خداوند دل خود را معمور نگاه دارد تمام اعمالش در پنهان و آشکار پسندیده و نیکو خواهد بود.
روایت در حین این که بسیار کوتاه و مختصر است ولى از عمق و ژرفاى فراوانى برخوردار است ، مولا صریحا اشاره مى کند به ساختن قلب و تعمیر آن از دریچه ذکر و پس از آن دعوت مى کند به دوام ذکر و تداوم بخشیدن به آن ، و چون ذکر تداوم یافت و خداوند در قلب آدمى مسکن گزید عمل انسان ذاکر به خودى خود چه در خفا و چه در علن و آشکار نیکو مى گردد، چرا که چنین کسى مى داند خداوند از وى غافل نیست و بر حسب ((ان ربک لبالمرصاد)) و نیز ((ان علیکم لحافظین )) و همچنین بر اساس ((نحن اقرب الیه من حبل الورید))، متوجه عمل خود در پنهان و آشکار مى گردد، و چون عمل انسان در پنهان و آشکار یکى شد مسیر مثبت و حسن به خود گرفت این انسان از ریا و نفاق که دو گانه گرى است بیرون آمده و چون دور نیست و ظاهر و باطنش یکى است به خودى خود وارد اخلاص مى شود و چنین فردى از نظر قرآن و اسلام ((موحد)) نام مى گیرد. و موحد کسى است که همیشه با خداست و خدا هم همیشه با اوست و این رابطه حتى براى لحظه اى قطع نمى شود، و خلاصه براى این که حضور خداوند را احساس کنیم به قول حافظ کافى است که از او غایب نشویم . ((حضورى گر همى خواهى از و غایب مشو حافظ)).

و نیز باید واقف باشیم که خداوند لحظه به لحظه همراه ماست و بى خود به این طرف و آن طرف براى یافتن خدا نشانه نرویم ، به خود فرو رویم و در خود بنگریم و چشم دل بگشاییم که خدا با ماست ، دگر بار حافظ چه زیبا به این مطلب اشاره مى کند:

 

بى دلى در همه احوال خدا با او بود   او نمى دیدش و از او دور خدایا مى کرد

3- قال رسول الله (ص ): ذکر الله شفاء القلوب
حضرت رسول اکرم (ص ) فرمود: یاد خداوند موجب شفاى قلب ها مى گردد.
همین مفهوم از امام على بن ابى طالب (ع ) نیز در بخشى از دعاى عارفانه کمیل نقل شده است : یا من اسمه دواء و ذکره شفاء.
و یا به قول مولانا جلال الدین :

 

آن چه حق است اقرب از حبل الورید   تو فکندى تیر فکرت را بعید
اى کمان و تیر را بر ساخته   صید نزدیک و تو دور انداخته
هر که دور اندازتر او دورتر   وز چنین گنج است او مهجورتر

4- عن على علیه السلام قال : ذکر الله دعامه الدین (الایمان ) و عصمه من الشیطان
على (ع ) فرمود: یاد خدا ستون دین و مایه مصونیت از شیطان و افکار و وساوس شیطانى است .
5- ذکر الهى موجب جلاء قلب ها و صیقل دل ها مى گردد، و نیز آن را آماده مى سازد تا بتواند محل ظهور تجلیات خداوندى گردد. امام على (ع ) در این خصوص مى فرماید:
ان الله سبحانه و تعالى جعل الذکر جلاء للقلوب ، تسمع به بعد الوقره و تبصر به بعد العشوه و تنقاد به المعانده و ما برح لله عزت آلاؤ ه فى البرهه بعد البرهه و فى ازمان الفترات رجال ناجاهم فى فکرهم و کلمهم فى ذات عقولهم
خداوند یاد خود را صیقل دلها قرار داده است ، دل ها بدین وسیله از پس ‍ کرى شنوا و از پس نابینایى بینا و از پس سرکشى و عناد رام مى گردند، همواره چنین بوده و هست که خداوند متعال در هر برهه اى از زمان و در زمان هایى که پیامبرى در میان مردم نبوده است بندگانى داشته و دارد که در سر ضمیر آن ها با آنها راز مى گوید و از راه عقل هایشان با آن ها تکلم مى کند.
با استفاده از جملات عمیق و عرفانى مولا مى توان پى به اعجاز ذکر الله برد، در صورتى که با کمال خلوص و علم کامل به آن ، ذکرى گفته شود انسان توسط آن از آن چه هست به سوى آن چه که باید باشد مى رود و از آن چه که مى داند مى تواند به سوى آن چه که باید بداند رهنمون گردد.
جلاء قلب و صیقل دادن دل یکى از اهداف بالاى عرفان است ، عرفا معتقدند که انسان براى دریافت حقایق باید به ابزارى که قوى تر از عقل باشد تکیه کند و آن ابزار از نظر آن ها قلب است که مرکز ادراکات حقایق است ، و براى این که از این مرکز خوب استفاده شود، انسان باید متحمل ریاضاتى باشد که در حد شریعت بوده و این ریاضات به انسان اراده اى مى بخشد که غبار هواى نفس را که بر روى صفحه دل نشسته پاک کند و چون آن صفحه پاک شد و به مرور صیقل گرفت آن گاه چشم دل انسانى باز شده و چیزهایى را مى بیند که قبلا توان آن را نداشته است :

 

چشم دل باز کن که جان بینى   آنچه نادیدنى است آن بینى

پس از این دل صیقل خورده و قلب جلا یافته مبدل به آینه اى مى شود که ذکر الهى را انعکاس مى دهد و محل تجلى اسماء و صفات الهى مى شود، مولانا جلال الدین به این حقیقت اشارتى داشته مى نویسد:

 

آینت دانى چرا غماز نیست   زان که زنگار از رخش ممتاز نیست
رو تو زنگار از رخ خود پاک کن   بعد از آن ، آن نور را ادراک کن

عارفان منبع معرفت واقعى را قلب پاک صیقل خورده مى دانند و مى گویند منبع شناخت روایت معروف ((من عرف نفسه فقد عرف ربه )) همى قلب آدمى است و در حقیقت قلب انسان آینه اى است که جمیع صفات الهى باید در آن جلوه گر شود، ولى اگر قلب انسان ها همچون آینه حقایق را منعکس نسازد به این جهت است که زنگ زده و گرد کدورت و قساوت بر آن نشسته و غبار هواى نفس آن نقش را مکدر ساخته و آلودگى هاى غبار نفس بر آن نقش بسته است و این همه مانع دید انسان مى گردد و اجازه انعکاس حقایق را نمى دهد، پس براى درک حق و دریافت صفات و اسماء او، چاره اى جز پاک سازى مرکز ادراک حقایق که همان قلب است نداریم و این همان است که در قرآن به آن ((تزکیه )) مى گویند، و هر کس بیش تر به تزکیه نفس بپردازد وسعت خویش را براى درک حقایق افزون کرده است :

 

هر کسى ز اندازه روشندلى   غیب را بیند به قدر صیقلى
هر که صیقل بیش کرد او بیش دید   بیش تر آمد بر او صورت پدید
گر تو گویى آن صفا فضل خداست   نیز این توفیق صیقل زان عطاست
قدر همت باشد آن جهد و دعا   لیس للانسان الا ما سعى
واهب همت خداوند است و بس   همت شاهى ندارد هیچ خس 

و نیز:

 

همچو آهن ز آهنى بى رنگ شو   در ریاضت آینه بى زنگ شو
خویش را صافى کن از اوصاف خویش   تا ببینى ذات پاک صاف خویش
بینى اندر دل علوم انبیاء   بى کتاب و بى معید و اوستا

و به گفته عارف بزرگ قرن چهارم ، شیخ ابو سعید ابوالخیر (متوفى به سال 440 هجرى ):

 

اى دل اگر آن عارض دلجو بینى   ذرات جهان را همه نیکو بینى
در آینه کم نگر که خودبین نشوى   خود آینه شو تا همگى او بینى

به طور خلاصه و فهرست وار مى توان خواص و نتایج ذکر را بر اساس ‍ روایات چنین شرح داد که ذکر کلید آرامش ، عامل زنده شدن قلب و عامل تقویت روح است ، به قلب ها نور و روشنایى مى بخشد، عامل گشایش ‍ محبت است ، دور کننده شیطان و وساوس شیطانى از انسان است و مانع از ایجاد نفاق در دل است . محبت از ثمرات ذکر است عامل عصمت و دورى از گناه است ، سعه صدر ایجاد مى کند و عامل آرامش و اطمینان قلب و دل مى شود.

بر گرفته از کتاب یاد خدا اثر کاظم محمدی