شاهدان و شاکیان قیامت 


شهادت و گواهى شاهدان 


یکى از مسائل مهم در قیامت وجود گواهان مختلف و متعدّد است ، چنانکه قرآن مى فرماید: یَومَ یَقومُ الاَشهادُ روزى که تمام شاهدان برپا مى خیزند.
گرچه خداوند نیازى به هیچ شاهدى ندارد، ولى انسان داراى چنان خصلتى است که هر چه حضور ناظران و شاهدان را بیشتر احساس کند، در تربیت و تقواى او مهم تر و مؤ ثّرتر است . براى نمونه به داستان زیر توجّه کنید:
روزى جناب عقیل ، برادر بزرگتر حضرت على علیه السّلام خدمت حضرت رسید و تقاضاى سهم بیشترى از بیت المال را نمود، حضرت دست او را گرفت و به نماز جمعه برد و آن جمعیّت انبوه را به عقیل نشان داد و سپس ‍ فرمود: از بیت المال سهم بیشترى دادن به تو، یعنى دزدیدن از حقّ همه این مردم ! عقیل با نگاهى به آن جمعیّت ، از درخواست خود پشیمان شد و برگشت .
آرى ، حضور و نظارت مردم و تعداد گواهان و شاهدان هر چه بیشتر باشد، احساس شرمندگى انسان زیادتر مى شود و قهرا همّت بیشترى براى کنترل خود نشان مى دهد، چون گاهى ممکن است انسان در تنهایى کارى را انجام دهد که در جمع و حضور شاهدان به هیچ وجه حاضر به مطرح کردن آن نیز نباشد.
شاهدان در قیامت  
از آیات و روایات استفاده مى شود که در صحنه قیامت و در دادگاه عدل الهى ، حضور شاهدان قطعى و حتمى است ، امّا این شاهدان چه کسانى هستند؟ در این مبحث با توجه به آیات قرآن اشاره اى به آنها مى کنیم .

 


اوّلین شاهد: خداوند 


درقرآن مى خوانیم : اِنَّ اللّهَ عَلى کُلِّ شَى ءٍ شَهیِدٍ همانا خداوند بر همه چیز گواه است . براى خداوند اوصاف دیگرى نیز وارد شده که همگى دلالت بر احاطه و حضور و علم و گواهى خداوند دارند، نظیر آیه اِنَّ اللّهَ کانَ عَلَیکُم رَقیِباً همانا خداوند مراقب شماست ، یا آیه و کانَ اللّهُ بِکُلِّ شَى ءٍ مُحِیطاً خداوند بر هر چیز احاطه و حضور دارد و یا تمام آیاتى که بیانگر علم الهى است .

 


دوّمین شاهد: انبیا 


یکى از گواهان دیگر در قیامت ، پیامبران بزرگوار هستند.
قرآن مى فرماید: وَجِئنا بِکَ عَلى هولاءِ شَهِیداً ما تو را در قیامت در حالى که شاهد و گواه مردم هستى ، حاضر مى کنیم .
در جاى دیگر مى خوانیم : وَ یَومَ نَبعَثُ فِى کُلِّ اُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیهِم مِن اءنفُسِهِم وَ جِئنا بِکَ شَهِیداً عَلى هولاء روزى که از میان هر قوم و امّتى شاهدى از خودشان برمى انگیزیم و تو را شاهد بر آنان .
بنابراین در قیامت شاهد هر امّتى ، پیامبر همان امّت خواهد بود و شاهد تمام انبیا، شخص رسول اکرم صلاى اللّه علیه و آله ّست .
سؤ ال :اگر انبیا در قیامت بر کار مردم گواهى مى دهند، پس چرا در پاسخ سؤ ال خداوند که مى پرسد: امّت شما چگونه رفتار کردند؟ مى گویند: لاعِلمَ لَنا ما علمى نداریم . مگر کسى که علم ندارد مى تواند شاهد باشد؟
پاسخ : اوّلاً: علم انبیا از طرف خداست و از خودشان چیزى نمى دانند.
ثانیاً: گاهى شاگرد به استاد و معلّمش مى گوید: من که علم و قدرتى ندارم ، در واقع این تعبیر نوعى احترام و ادب نسبت به استاد است . بنابراین مراد انبیا، علم آنان در برابر علم خداوند است که چیزى نیست ، نه آنکه اصلاً علمى ندارند و گرنه چرا طبق فرموده قرآن گاهى از بدرفتارى امّت خود شکایت مى کنند، چنانکه پیامبر اکرم صلاى اللّه علیه و آله ّز مهجوریّت قرآن به وسیله امّتش ، به خداوند شکایت کرد. وَ قَالَ الرَّسولُ یا رَبِّ اِنَّ قِومِى اتَّخَذُوا هذَا القُرآنَ مَهجُورا

 


سوّمین گواه : امامان معصوم علیهم السّلام 

 
در قرآن مى خوانیم : وَ کَذلِکَ جَعَلناکُم اُمَّةً وَسَطاً لِتَکونوا شُهداءَ عَلَى النّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیکُم شَهِیداً و بدین گونه ما شما را یک امّت معتدل و میانه قرار دادیم تا شاهد بر مردم باشید و رسول خدا هم بر شما شاهد باشد.
با توجه به اینکه همه افراد امّت اسلامى آن عدالت و اعتدال و لیاقت و آگاهى لازم براى شهادت و گواهى دادن را ندارند، بنابراین مراد از امّت در آیه بعضى افراد هستند، نه همه مردم . همان گونه که مدح قرآن درباره کسانى که با پیامبرند، اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ شامل همه نمى شود، زیرا منافقان نیز با رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله بوده اند.
علاوه بر آنکه بسیارى از افراد امّت اسلامى کسانى هستند که به خاطر فسق و گناه خود، گواهى آنان حتّى براى اندک چیزى آن هم در کوچک ترین دادگاه هاى دنیا ارزشى ندارد، حال چگونه مى توانیم بگوییم که همه این افراد لایق شهادت دادن و گواه بودن هستند؟! آن هم در روز بزرگ قیامت و در برابر خداوند! آن هم نسبت به کلیه اعمال تمام انسان ها!
بنابراین مراد از امّت ، تنها بعضى افراد امّت هستند که شرایط لازم براى شهادت بر اعمال تمام مردم را در دادگاه عدل الهى دارند، چنانکه امام باقرعلیه السّلام فرمودند: آن امّت وسط که شاهدانند، تنها ما هستیم .(
امام صادق علیه السّلام پیرامون آیه فَکَیفَ اِذا جِئنا مِن کُلِّ اُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَ جِئنابِک عَلى هؤ لاء شَهِیدا فرمودند: در هر دوره و زمانى امامى هست که گواه و شاهد بر مردم است

 

چهارمین شاهد: فرشتگان 


در قرآن مى خوانیم : وَ جاءَت کُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهیدٌ روز قیامت هر انسانى در پیشگاه عدل الهى حاضر مى شود، در حالى که در کنار او هم فرشته اى است که او را به محشر سوق مى دهد و همچنین فرشته اى است که شاهد کارهاى انجام شده اوست

فرشتگانى که در قیامت گواه بر اعمال انسانند، ممکن است همان گروه از ماءمورانى باشند که در دنیا همراه ما بوده و اعمال ما را ضبط مى نمودند و ممکن است سایر فرشتگان باشند.

 


پنجمین شاهد: زمین 


قرآن مى فرماید: یَومَئِذٍ تُحَدِّثُ اَخبارَها

 زمین در قیامت خبرهایش را بازگو مى کند. شهادت زمین در آن روز مى تواند دو گونه باشد:
الف : به وسیله وضع و نظامى است که پیدا کرده است . همان گونه که ما به یکدیگر مى گوییم : چشم تو شهادت مى دهد که دیشب خواب نکرده اى و رنگ تو گواه آن است که ترسیده اى و یا عصبانى و یا شاد شده اى ، همچنین زمین در آن روز دچار زلزله اى بسیار بزرگ مى شود و بعد از کنده شدن و به حرکت درآمدن کوهها و بهم خوردن و قطعه قطعه شدن و سپس ‍ شن شدن آنها، با ما حرف ها دارد. یعنى وضع و نظام آن روز به ما مطالبى را مى فهماند. همانند دائره هاى تنه درخت پس از بریده شدن که به ما تاریخ و سن آن را نشان مى دهد و یا نوشته اى که مقدار اطلاعات و آگاهى نویسنده آن را به ما مى فهماند.
بنابراین مراد از شهادت دادن زمین ، گواهى اوضاع آن است نه گفتگو و کلام .
ب : خداوند با قدرت واراده خود هر گوشه اى از آن را به سخن در مى آورد. همان قدرت و اراده اى که در دنیا عصاى بى جان موسى را به صورت اژدهایى بزرگ آن هم داراى چشم و دم و نیش در آورد.
آن قدرتى که در دنیا از موادّ غذایى خاک ، میوه و از میوه نطفه و سپس ‍ انسان به دنیا مى آورد و آن انسان پس از چندى حرف مى زند، در آن روز نیز این رشته طولانى را درهم مى پیچد و حرکت کُند آن را به صورت یک حرکت سریع السیر در مى آورد و جمادات بى کلام ، گوینده و ناآگاهان همه آگاه مى شوند. اِنَّ الدّارَ الا خِرَةِ لَهِىَ الحَیَوانُ همانا خانه آخرت جایگاه حیات است ، که با توجّه به این معنا، زمین با سخن و کلام گواهى مى دهد.
راستى چگونه ما به راحتى مى پذیریم که نوار کاستى که در ضبط قرار گرفت و متّصل به برقى شد با ما سخن بگوید، ولى نوارهایى که در این جهان در طول عمر از ما گرفته شده و اکنون به اراده خدا متّصل شده و در جایگاه قیامت قرار گرفته است ، نتواند سخن بگوید!
روایات متعدّد نیز بیانگر آن است که در روز قیامت ، زمین نیز یکى از شاهدان مى باشد، از جمله :
رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به هر منطقه اى که وارد مى شدند، دو رکعت نماز بجا مى آوردند و مى فرمودند: روز قیامت این مکان بر نماز ما شهادت مى دهد.

و امام صادق علیه السّلام فرمود: نمازهاى خود را در مکان هاى مختلف بخوانید، زیرا مکان ها نیز در قیامت بر اعمالتان شهادت خواهند داد.

 


ششمین گواه : وجدان 


یکى از شاهدان در آن روز، عقل ووجدان بیدار شده انسان است . در قرآن آیات بسیارى آمده که بارها انسان با کمال صراحت به گناه و انحراف خود اقرار مى کند، اقرارى از عمق جان و از تمام وجود، اقرارى که شاید از اقرار هر شاهدى پرسوز و گدازتر باشد.
جالب اینکه در آن روز خداوند نیز وجدان را قاضى قرار مى دهد و به انسان خطاب مى فرماید: اِقْرَء کِتابَک کَفى بِنَفسِکَ الیَومَ عَلَیکَ حَسِیباً  نامه عمل خود را بخوان ، امروز روح وروان تو براى اینکه علیه تو گواهى دهند، کافى است .
آرى ، بر فرض در روز قیامت هیچ دادگاه و حسابگرى هم نباشد، تمام وجود ما بر خودمان گواهى مى دهند و این براى کیفر و پاداش کافى است ، چنانکه اگر هیچ کس با معتادان سخنى نگوید، همان تنگى سینه و هر یک از سرفه هاى او که در اثر اعتیاد پیدا شده بر علیه او سخن ها دارند.
در مناجات مى خوانیم : خدایا! هرگاه حساب مرا به خود من واگذار کنى ، جزاى خویش را جز قهر و غضب و آتش دوزخ تو چیز دیگرى نمى دانم !

 


هفتمین شاهد: اعضاى بدن 


یکى از شاهدها در قیامت ، اعضاى بدن (دست و پا و پوست و زبان ) هستند. قرآن مى فرماید: یَومَ تَشهَدُ عَلَیهِم اَلسِنَتُهُم واَیدِیهِم وَاَرجُلُهُم بِما کانُوا یَعمَلُونَ روزى که زبان و دست و پاهاى مردم بر آنان گواهى مى دهند.
و گاهى بر دهان مهر خورده و تنها دست و پاها سخن مى گویند، اَلیَومَ نَختِمُ عَلى اَفواهِهِم وَتُکَلِّمُنا اَیدِیهِم وتَشهَدُ اَرجُلَهُم بِمَا کانُوا یَکسِبُونَ روزى که بر لب هاى آنان مهر مى زنیم و تنها دست آنان با ما حرف مى زند و پاهایشان گواهى مى دهند که در دنیا به کجاها رفتند و چه کارها کردند.
در آیه دیگر مى خوانیم : شَهِدَ عَلَیهِم سَمعُهُم واَبصارُهُم وجُلودُهُم بِمَا کانُوا یَعمَلونَ روز قیامت ، گوش و چشم ها و پوست هایشان به آنچه در دنیا عمل کرده اند، گواهى مى دهند.
جالب آنکه انسان که این گواهى را از اعضاى خود مى بیند، با کمال ناراحتى و شرمندگى به پوست خود مى گوید: قالُوا لِجُلودِهِم لِمَ شَهِدتُم عَلَینا چرا و چگونه در این روز از گناهان رسوا و شرم آورى که توسّط تو مرتکب شده ام پرده برداشته و گواهى مى دهى ؟! پوست جواب مى دهد: قالُوا اَنطَقَنا اللّهُ الَّذِى اَنطَقَ کُلَّ شَى ءٍ خداوندى که همه چیز را به نطق و گفتگو درمى آورد، ما را به گواهى و سخن گفتن وادار نمود.
علامه طباطبائى قدّس سرّه در تفسیر این آیات مى فرماید: شهادت اعضا، زمانى واقعیّت دارد که هر یک از اعضا در دنیا داراى شعور باشند و از عمل انسان آگاه باشند وگرنه هر گاه در قیامت خداوند به اعضا شعور بدهد و یا در آن روز به آنها آگاهى و صوت بدهد که شهادت نخواهد بود. زیرا شاهد باید به هنگام عمل ، هم حاضر باشد و هم عالم باشد تا بتواند ماجرا را دریابد و براى روزى دیگر گواهى بدهد. بنابراین همه اعضاى ما در این عالم داراى یک نوع آگاهى و شعورند، گرچه نوع آن علم و شعور با علم و شعور ما فرق داشته باشد.

در جاى دیگر نیز قرآن مى فرماید: وَلاتَقْفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ اِنَّ السَّمعَ وَ البَصَرَ وَالفُؤ ادَ کُلُّ اولئِکَ کانَ عَنهُ مَسئولاً از آنچه که نمى دانى پیروى مکن ، زیرا که هریک از گوش و چشم و دل تو در روز قیامت مورد سؤ ال قرار مى گیرند.
گرچه بعضى خواسته اند بگویند که مراد از سؤ ال از چشم و گوش ، سؤ ال از صاحبان چشم و گوش است ، ولى با توجّه به آیات دیگر که مى فرماید: در قیامت خود اعضا شهادت مى دهند، هیچ دلیلى بر اینکه آیه را بر خلاف ظاهر آن معنا کنیم نداریم .
در حدیث مى خوانیم : گواهى اعضا تنها مخصوص افراد فاسق و مجرمانى است که باید گرفتار عذاب الهى شوند، و در باره مؤ من این گواهى ها در کار نیست و تنها نامه عملشان را به دست راستشان مى دهند و آنان شادى کنان دیگران را نیز به خواندن نامه عمل خود ترغیب مى کنند.

 

 

هشتمین شاهد: زمان 


حضرت على علیه السّلام فرمود: ما مِن یَومٍ یَمُرُّ عَلى ابنِ آدَمَ اِلاّ قالَ لَه ذلِکَ الیَومُ: اءنَا یَومٌ جَدِیدٌ و اءنَا عَلَیکَ لَشَهِیدٌ... اَشهَدُ لَک بِهِ یَومَ القِیامَةِ هیچ روزى بر انسان نمى گذرد مگر آنکه آن روز به انسان هشدار مى دهد که من امروز براى تو روز جدیدى هستم و گواه کارهایى خواهم بود که امروز انجام مى دهى و در روز قیامت به آنها شهادت خواهم داد، بنابراین سعى کن که از این روز استفاده کامل کرده و اعمالى را در راه سعادت ابدى خودت انجام دهى .
امام سجادعلیه السّلام فرمود: هذَا یَومٌ حادِثٌ جَدِیدٌ وَهُوَ عَلَینا شاهِدٌ عَتِیدٌ امروز روز تازه وجدیدى است ودر قیامت گواه اعمالى است که در آن انجام مى دهیم .

 


نهمین گواه : اعمال 


از شاهدان در قیامت ، خود اعمال و کردارهاى انسان است که در برابر انسان مجسّم ونمودار مى شوند. آرى ، همین که عمل در آن نظام خود را نشان داد، دیگر هیچ راهى براى انکار وجود ندارد.
مساءله تجسّم عمل در قرآن و روایات بسیار مطرح است که ما به نمونه اى از آنها اشاره مى کنیم :
# یَومَ تَجِدُ کُلُّ نَفسٍ ما عَمِلَت مِن خَیرٍ مُحضَراً روزى که هر کس آنچه کار نیک انجام داده در برابر خود حاضر مى بیند.
# وَ وَجِدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً روز قیامت انسان رفتار و کردار دنیایى خود را در برابر خود حاضر مى یابد.
# وَ لاتُجزَونَ اِلاّ ما کُنتُم تَعمَلونَ جزایى براى شما نیست ، مگر همان عمل خودتان که گریبانگیر شما مى شود.
# یَحمِلونَ اَوزارَهُم عَلى ظُهُورِهِم  گناهانى که در دنیا به صورت کار و انرژى از انسان صادر شده ، در آن روز به صورت بارى بر دوش او سنگینى مى کند.
راه دورى نرویم ، مگر در همین دنیا اهرام مصر و ساختمان ها و کاخ ‌هاى زیباى شاهان ، تجسّم رفاه طلبى و بلندپروازى آنان نیست ؟
# در دنیا افراد متموّلى که تنها به فکر ذخیره کردن پول و ثروت خود هستند و به فریاد محرومان نمى رسند در حالى که دل صدها فقیر از بینوایى و ندارى مى سوزد، در قیامت همان پولها و سکّه ها داغ و به پیشانى و پهلوى زراندوزان گذارده مى شود.این سوز در برابر آن سوز.
# افرادى که در دنیا با گرفتن ربا اعتدال جامعه را بهم مى زنند، در قیامت نیز با داشتن یک شکم بزرگ ، اعتدال ایستادن و حرکت از آنان گرفته مى شود.
# امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیه 179 سوره آل عمران مى فرماید: اموالى که در دنیا مورد بخل قرارگرفته و مالیات اسلامى آن پرداخت نشده است ، در قیامت به صورت مارى به گردن صاحبش انداخته مى شود.
# کسى که در دنیا غیبت شخصى را در محلّه اى دیگرى کرده است ، این زبان درازى و نیش زدن دنیایى ، سبب مى شود در آخرت زبانش از دهان بیرون آمده و به قدرى دراز مى شود که روى زمین قرار گرفته و مردم آن را لگد کنند و این یک نوع تجّسم عمل است .
در روایات ما از مساءله تجسّم اعمال بارها سخن به میان آمده است ، چنانکه شیخ بهائى مى فرماید: جملاتى که تنها از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله (غیر از امامان معصوم علیهم السّلام ) در باره تجسّم اعمال در قیامت وارد شده ، از بس زیاد است که قابل شماره نیست .


بنابراین یکى از شاهدان و گواهان در قیامت ، همان اعمال تجسّم یافته خود ماست ، که در دنیا صورتى دارد و در آخرت شکل دیگرى به خود مى گیرند.
عذاب قیامت ، نه انتقام است و نه عُقده و نه کیفرهاى قراردادى که قابل چانه زدن و تخفیفت باشد، بلکه عذاب قیامت عین همان کارهاى دنیایى خود ماست ، چنانکه پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمودند:
الدُّنیا مَزرِعَةُ الا خِرَة  دنیا مزرعه آخرت است .
آرى ، خوشه هاى گندم ، همان دانه اى است که کشاورز کاشته و این خوشه تجسّم همان عمل اوست .

 

از مکافات عمل غافل مشو

 

گندم از گندم بروید جو ز جو

شعراى ما نیز با الهام از معارف اسلامى ، مساءله تجسّم عمل را در اشعار خود آورده اند،چنانکه مولوى مى گوید:

 

اى دریده پوستین یوسفان

 

گرگ برخیزى از این خواب گران

 

گشته گرگان یک به یک خوهاى تو

 

مى درانند از غضب اعضاى تو

زآنچه مى بافى همه روزه بپوش زآنچه مى کارى همه ساله بنوش
گر ز خارى خسته اى خود کِشته اى در حریر و قزدرى خود رشته اى
چون زدستت زخم بر مظلوم رُست آن درختى گشت و زقّوم رُست
این سخن هاى چو مار و کژدمت مار و کژدم مى شود گیرد دمت
خداوندا!
روز قیامت ما را در برابر آن همه شاهد، روسفید فرما! و مارادر ترس و ضعف خودمان رها نکن که راهى براى نجات جز عفو و لطف تو وجود ندارد.

 


شاکیان در قیامت  

 

 


روز قیامت و در دادگاه عدل الهى ، علاوه بر سؤ الاتى که از انسان مى شود و شاهدان و گواهان متعدّد شهادت مى دهند، شاکیانى هم هستند که از انسان شکایت دارند، از جمله :

 


1 رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله  


در قرآن مى خوانیم که پیامبر صلّى اللّه علیه و آله در روز قیامت نزد خداوند شکایت کرده و مى گوید: یا رَبِّ اِنَّ قَومِى اتَّخَذوا هذَا القُرآنَ مَهجُورا پروردگارا! امّت من ، قرآن را کنار گذاشته و مهجور کردند.
خدایا! آنان یا قرآن را نخواندند، یا تدبّر نکردند و یا عمل نکردند و یا به دیگران نرساندند.
به جاى اینکه براى زنده ها بخوانند، تنها بر مرده ها خواندند، به جاى اینکه کتاب زندگى و قانون قرار دهند، کتاب تشریفات و سوگند قرار دادند.
به جاى آنکه روبرو قرار دهند، پشت سر گذاردند، به جاى آنکه از آن نور بگیرند، به وسیله آن پول گرفتند.
به جاى آنکه آیات آن را به دل بنشانند، بر کاغذ نوشته وبر سنگ تراشیدند، به جاى آنکه او را حفظ نمایند، فراموش نمودند.
مرکز نزول آن مکّه و مدینه ، مرکز توطئه شد، قوانین آن تغییر کرد، حدود آن رها شد، توحید و بندگى حقّ که به آن امر کرده بود، به اطاعت از طاغوت تبدیل شد.
به جاى اینکه تربیت یافتگان آن دشمن خدا را بترسانند، از دشمن خدا ترسیدند، به جاى اینکه با هم متّحد شوند، از هم گسستند و به جاى وارستگى ، به شرق و غرب وابسته شدند.
اطلاعات مسلمانان از حقوق شرق و غرب بیش از آگاهى آنها از آیات حقوقى قرآن بود و قوانین اجتماعى و اخلاقى و اقتصادى آن به کلّى رها شد.
آرى ، تنها یک گوشه از جهان اسلام به خاطر رهبرى امام خمینى قدّس سرّه و خون بهترین جوانان ، قرآن را زنده کردند و آن ایران است .
یکى از دانشمندان مى گفت : در مدینه کنار قبر رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله جمعیّت زیادى را دیدم ، به فکر فرو رفتم و به پیامبر عزیز گفتم : یا رسول اللّه ! آیا از این مردم راضى هستى ؟ در آن حال قرآنى در دستم بود، عرض کردم : یا رسول اللّه ! من این قرآن را باز مى کنم ، اگر از این مردم راضى یا ناراضى هستى یک آیه در سطر اوّل آن باشد که من از نظر شما درباره مردم با خبر شوم !
قرآن را باز کردم و با کمال تعجّب سطر اوّل این آیه آمد: وَقَالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ اِنَّ قَومِى اتَّخَذوا هَذا القُرآنَ مَهجُوراً
این آیه مرا تکان داد و فهمیدم که روح پیامبر صلاى اللّه علیه و آله ّز ما ناراضى است .
آرى ، مسلمانانى که مظلومیّت میلیون ها مسلمان دیگر را در دنیا مى بینند ولى سکوت کرده و خود را سر سپرده ابرقدرت ها قرارداده اند، هرگز مورد رضایت پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله نیستند.
مسلمانانى که نماز و جماعاتشان وحشت در دل حتّى یک مگس به وجود نمى آورد، تا چه رسد که فساد را از جامعه هاى کفر بردارد، و مراکز عبادت آنان به بازار و مرکز تجارت و کسب در آمد اجناس بیگانگان درآمده است ، چگونه مى توانند قلب رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله را از خود راضى نمایند؟!
مسلمانانى که سرانشان به ضعیف زور مى گویند و به قوى باج مى دهند، بازار ربا و بهره در میانشان رواج دارد، در بعضى کشورها مغازه هاى شراب فروشى باز است ، مسلمانانى که ترسو، جاهل ، وابسته ، متفرّق ، غافل ، فقیر و اسیر افکار بیگانگانند، چگونه مى توانند رضاى خدا و رسولش را جلب نمایند؟
آرى ، یکى از شاکیان در قیامت رسول اکرم صلاى اللّه علیه و آله ّست .

 


2 قرآن 


یکى از شکایت کنندگان در قیامت ، قرآن کریم است .
پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمودند: یَجِى ءُ یَومَ القِیامَةِ ثَلاثَةٌ یَشکُونَ: اَلمُصحَفُ وَالمَسجِدُ وَ العِترَةُ روز قیامت سه چیز براى شکایت از مردم به صحنه مى آید: یکى قرآن ، یکى مسجد و دیگرى اهل بیت علیهم السّلام
ممکن است قرآن در روز قیامت از دودسته هوادار و مخالف شاکى باشد و در دادگاه عدل خداوند، جلو آنها را بگیرد.
الف : شکایت قرآن از هواداران . 
شاید شکایت قرآن به این مضمون باشد: خدایا! با اینکه دستور تلاوت قرآن آمده ، ولى بسیارى از مسلمانان حتّى نتوانستند از رو مرا بخوانند.
خدایا! بعضى که مرا مى خواندند، حقِّ تلاوتم را ادا نمى کردند، یعنى بدون طهارت و وضو و تدبّر به سراغم مى آمدند و یا در تلاوتم عجله مى کردند.

خدایا! بعضى آیات مرا مى خواندند و مى فهمیدند، ولى عمل نمى کردند.
خدایا! بعضى که عمل مى کردند، به دیگران نمى رساندند.
خدایا! بعضى در عمل به قرآن حتّى از مخالفان قرآن هم عقب تر ماندند. چنانکه حضرت على علیه السّلام در وصیّت خود مى فرماید: مبادا دیگران در عمل به قرآن و استفاده از رهنمودهاى آن از شما مسلمانان جلو باشند.
خدایا! بعضى تنها به آیات عبادى و فردى عمل مى کردند و نسبت به هجرت و جهاد و ایثار و سیاست که در متن آیاتم بود، بى اعتنا بودند و به بعضى آیات ایمان مى آوردند و نسبت به بعضى آیات بى تفاوت بودند.
خدایا! بعضى به جاى آنکه مرا قانون بدانند، وسیله نان دانسته و مال التّجاره خود قرار دادند، از خواندن و چاپ کردنم سرمایه اندوزى ها کردند.
خدایا! بعضى که در فکر و روح خود انحرافى داشتند، آیات متشابه را (که چند نوع مى توان معنا کرد) دستاویز اهداف خود قرار دادند.
خدایا! بعضى به جاى اینکه در تفسیرم از مفسّران واقعى و پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و اهل بیت علیهم السّلام استمداد نمایند، از سلیقه هاى شخصى خود در تفسیر آیات کمک مى گرفتند.
خدایا! بعضى مرا وارونه معنا کردند و بعضى خوب مرا شناختند، ولى حقائق مرا نادیده گرفته و کتمان نمودند.

خدایا! به جاى اینکه مرا براى دل هاى زنده بخوانند، بر مردگان خواندند.
خدایا! به جاى آنکه مرا جزو اصیل ترین موادّ درسى قرار دهند، مرا از میان برنامه هاى درسى و نسل تحصیل کرده جدا کردند.
خدایا! بعضى تنها به هنگام تفاءّل ، استخاره وسوگند به سراغم مى آمدند.
گرچه در حدیث شکایت قرآن تنها درباره تحریف و قطعه قطعه کردن آمده است ، لیکن آنچه را ما از زبان حال قرآن نقل کردیم یک واقعیّتى است که از طرف هواداران قرآن بر سر قرآن آمده است .
ب : شکایت قرآن از مخالفان  
قرآن از مخالفان خود چنین شکایت مى کند:
خدایا! مرا ساخته فکر بشر دانستند.

خدایا! مرا افسانه هاى پیشینیان دانستند.

خدایا! شنیدن تلاوت مرا ممنوع کردند.

خدایا! به آورنده من تهمت سحر و جنون و کِهانت و کذب زدند.

خدایا! مرا مى شنیدند، ولى لجاجت کرده و ایمان نمى آوردند.

خدایا! هنگامى که راهى براى انکار من نداشتند، مى گفتند: قرآن دیگرى براى ما بیاور و آن را تبدیل و تغییر بده

 


3 مسجد 
یکى از شاکیان در قیامت ، مسجد است

در حدیث مى خوانیم که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: روز قیامت مسجد به درگاه خداوند از مسلمانان شکایت مى کند و مى گوید: یا رَبِّ عَطِّلُونِى و ضَیِّعُونِى  خدایا! مرا تعطیل و حقّم را ضایع کردند.
با آنکه پیامبر صلّى اللّه علیه و آله درباره رفتن به مسجد فرمود: خداوند براى هر گامى که به سوى مسجد برداشته شود ده پاداش مى دهد و ده لغزش را مى بخشد و ده درجه مرحمت مى فرماید،

 باز هم مسجدها خلوت بود.


اهمیّت و جایگاه مسجد 


در اینجا به گوشه اى از نقش و آداب مسجد در روایات اشاره مى کنیم :
# مسجد، محلّ وحدت واجتماع و کنگره با صفا و مقدّس مسلمانان است .
# مسجد، تنها جایى است که مسلمانان بدون هیچ امتیازى در کنار هم از هر نژاد و با هر زبان قرار مى گیرند.
# مسجد، مرکز نشر فرهنگ اسلامى و آشناشدن با همفکران و پرس و جو از یکدیگر است .
# مسجد، اوّلین اقدام رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله هنگام هجرت از مکّه به مدینه است .
# مسجد، هم مرکز رشد مردم ، هم محلّ دادرسى مظلوم ، هم پایگاه تقویت جبهه هاى جنگ و هم مرکز بندگى خداوند است .
# مسجد، نمودار قدرت اسلام و علاقه مردم به مکتب است .
# مسجد، هم نشانگر افراد غایب و بى اعتنا به امّت است و هم نشانگر عاشقان به خداوند است .
# مسجد، مکان مقدّسى است که نجس کردن آن حرام و تطهیر آن واجب و انجام هر نوع کارى که توهین به مسجد باشد، در آن ممنوع است .
# حضرت على علیه السّلام فرمود: در مسجد، انسان هم با مردان خدا روبرو و هم با فرمان خدا آشنا و هم مشمول رحمت خدا مى شود.

امّا هرگاه همین مسجد وسیله و مرکز توطئه دشمن قرار گیرد، باید توسّط امام مسلمانان به هر نحوى که ممکن است از بین برود، گرچه با قیمت خراب کردن آن باشد، همان گونه که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مسجد ضرار را خراب کردند.

 


4 رهبران آسمانى

 
از جمله شاکیان در قیامت ، رهبران آسمانى مى باشند.
در حدیث مى خوانیم که روز قیامت اهل بیت پیامبرعلیهم السّلام به عنوان شکایت مى گویند: یا رَبِّ قَتَلُونَا وَ طَرَّدُونَا وَ شَرَّدُونَا خدایا! ما را کشتند و تبعید و آواره ساختند.
خدایا! به جاى پذیرفتن رهبرى بر حقّ ما، به سراغ مسرفان و مفسدان و طاغوت ها رفتند.
خدایا! به جاى مودّت و محبّت که مزد رسالت پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله بود، قرن ها بر سر منبرها و در نمازها به ما لعنت مى کردند.
خدایا! مقدسّانِ سبک سر کج فهم (خوارج ) و عیّاشانِ دنیاپرست (قاسطین ) و مقام پرستانِ بیعت شکن (ناکثین )، در قالب تدیّن و دیندارى با تمام قوا با ما مخالفت کردند.
خدایا! تنها یادگار رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله دخترش فاطمه علیها السّلام بود که به او سیلى زده و حقّش را غصب نموده و خود و فرزندانش را شهید کردند.
خدایا! سر مبارک مولود کعبه و وصىّ پیامبر صلّى اللّه علیه و آله حضرت على علیه السّلام را با شمشیر شکافتند و جنازه امام حسن علیه السّلام را تیر باران کردند و بدن امام حسین علیه السّلام را زیر سم اسب رها کردند و عترت او را به اسارت بردند و امامان دیگر را هم در غل و زنجیر و زندان و تبعید ومحاصره به شهادت رساندند و حتّى گنبد و بارگاه هاى برمزار آنان را خراب کردند و بالاخره چنان وضعى پیش آوردند که به ناچار حضرت مهدى (عجّل اللّه تعالى فرجه ) هم به امر الهى ، از چشم مردم پنهان و غیبت اختیار کردند!
خدایا! سادات و نسل ما و راویان احادیث و علماى ربّانى را تبعید، زندان و شکنجه کردند و یا به شهادت رساندند.
خدایا! در برابر رهبران معصوم و عالمان واقعى ، آخوندهاى دربارى تراشیدند، و با تهمت ، توهین ، تفرقه ، شایعه و تهدید یاران ، به ما خون دل دادند.
خدایا! کار به جایى رسید که نقل احادیث ما که درهاى معارف ، حکمت و حقایق بود، در یک زمان ممنوع و در زمان دیگر ارتجاع و در عوض نقل افکار شرقى و غربى روشنفکرى به حساب مى آمد.
خدایا!...
بارالها! ما را در روز قیامت از افرادى که مورد شکایت این شاکیان هستند، قرار مده .