جهنّم و عوامل جهنّمى شدن 

در قرآن یکصد وچهل وپنج مرتبه اسم آتش و نار برده شده و به همین عدد هم اسم بهشت و جنّت ، یکصد و پانزده مرتبه نام دنیا و به همین عدد نام آخرت به میان آمده ، و این به خاطر آن است که یک کتاب تربیتى که هدفش هدایت مردم به راه مستقیم است باید تربیت شدگان خود را میان خوف و رجا و متعادل نگاه دارد، هرگاه یکى از جهات بیم یا امید در انسانى بیشتر شود، خطر سقوط او را تهدید مى کند.
در تاریخ مى خوانیم که در صدر اسلام افرادى پس از آیات دوزخ ، وحشت زده شده و از شدّت اندوه ، دنیا، کار، همسر، فرزند و معاشرت با دیگران را رها کرده و به بیابان رفته و مشغول دعا و گریه و ناله مى شدند، پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله آنها را دعوت و دستور مراجعت به زندگى و معاشرت مى دادند و ضمن انتقاد از روش آنان مى فرمودند: دین من دین انزوا و گوشه گیرى نیست ، چنانکه قرآن مى فرماید: ربّنا آتنا فى الدّنیا حسنةً و فى الا خرة حَسنةً و قنا عذاب النّار  یعنى هم نیکى وزیبایى هاى دنیا را از خدا بخواهیدو هم حسنات آخرت را.
براى بردن مجرمان به دوزخ خطاب مى رسد: خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الجَحِیمُ صَلُّوهُ  اى ماءموران عذاب ، این جنایتکاران را بگیرید و به او دستبند بزنید سپس به دوزخ پرتابش کنید.
شاید از خداى ارحم الرّاحمین این قهر باور کردنى نباشد، ولى در جهان به ظاهر متمدّن امروز، عدّه اى همچون مردم مسلمان افغانستان و فلسطین ، تحت سلطه و ستمگرى زورگویان و قدرت هاى بزرگ و یا با حمایت هاى آنان با مخرّب ترین سلاحها، مظلومانه کشته مى شوند و یا از خانه و کاشانه خود آواره مى گردند، شما قضاوت کنید که آیا جزاى این جنایتکاران جز آتش است ؟ آیا بر دستى که با فشار دکمه اى صدها بى گناه را به خاک و خون مى کشد غُل نزنند؟ و آیا در جزاى پرتاب موشک او را به دوزخ پرتاب نکنند؟

 


درهاى جهنّم 


قرآن مى فرماید: لَها سَبعَةُ اَبوابٍ لِکلِّ بابٍ مِنهُم جُزءٌ مَقسُومٌ  دوزخ هفت در دارد و براى ورود از هر درى ، گروه معینى از مجرمان تقسیم شده که از همان در به دوزخ پرتاب مى شوند.
شاید عدد هفت اشاره به بسیارى درها باشد، همان گونه که در آیه 26 سوره لقمان مى خوانیم : اگر آب هفت دریا مرکّب شود و با آن ، کلمات خدا نوشته شود، آبها تمام مى شود ولى کلمات خدا تمام نمى شود، که مراد از هفت دریا تنها عدد هفت نیست ، بلکه دریاهاى زیاد است .
این درها براى تشریفات نیست ، بلکه به خاطر اصناف جنایتکاران است .
در عین حال همیشه لطف خداوند بیشتر از غضبش است ، زیرا درهاى ورودى بهشت هشت در است .در احادیث مى خوانیم : جهنّم هفت طبقه است که روى هم قرار گرفته است و هر طبقه اى مخصوص گروهى است
در پایین ترین و سخت ترین طبقات جهنّم منافقان جا دارند، چنانکه قرآن مى فرماید: المُنافِقِینَ فِى الدَّرَکِ الاَسفَلِ مِنَ النّارِ  زیرا منافقان به خاطر مصونیّتى که از اظهار اسلام خود دارند، در میان مؤ منان عامل نفوذى براى کفّار بوده و سخت ترین ضربه را در طول تاریخ به اسلام و مسلمین زده اند.
در اینکه چه گروهى و از کدام در و به کدام طبقه دوزخ سرازیر مى شوند، روایاتى آمده است ، که به دلیل اختصار، از بیان آنها صرف نظر مى کنیم .

 


وضع جهنّم و آتش  


گرچه بحث از دوزخ و شدائد آن در متن وحى و آیات و روایات معصومین علیهم السّلام آمده است ، امّا بنا ندارم با طرح این بحث شما را ماءیوس و دلسرد کنم ، لذا در آینده نزدیکى انشاءالله پیرامون بهشت و نعمت هاى جاودان آن نیز سخنى خواهم گفت .
از خداوند مى خواهم این سطرها که بیان قرآن و ترجمه و تفسیر آن است ما را از غفلت بیرون آورد و دل ما را از علاقه افراطى به دنیا و هوسها دور سازد و لااقل گاهى هم یاد معاد وروز قیامت باشیم .
امّا حالات و وضع آتش جهنّم .
1 قرآن براى جهنّم یک خروش و حالت عصبانى و قهرى بیان کرده و مى فرماید: سَمِعُوا لَها تَغَیُّظا وَ زَفِیراً دوزخیان از راه دور صداى دلخراشى را از دوزخ مى شنوند.
2 دوزخ گرچه به خودى خود به قدرى بزرگ است که هرگاه به او گفته شود: هَل اِمتَلاَت آیا پُر شدى ؟ او در پاسخ مى گوید: وَتَقُول هَل مِن مَزِیدٍ  آیا باز هم چیزى هست ؟ ولى با این همه وسعت و بزرگى ، قرآن از آن به مَکاناً ضَیِّقاً  تعبیر فرموده است ، یعنى جاى دوزخیان بسیار تنگ است ! چنانکه در روایتى جهنم را به دیوار بسیار بزرگى تشبیه کرده که در آن میخ ‌هایى را مى کوبیم ، با اینکه دیوار بسیار بزرگ و ضخیم است ، ولى جایگاه هر میخى تنگ است ، دوزخ هم با همه بزرگى و وسعتش ، براى دوزخیان بسیار تنگ است .
3 دوزخ ماءمورانى دارد که قرآن عدد آنها را نوزده بیان فرموده است ، عَلَیهَا تِسعَةَ عَشَرَ  جالب اینکه همین عدد را وسیله آزمایش کفّار قرار داده و فرموده ما این تعداد را ماءمور دوزخ و به مردم ابلاغ کردیم تا ببنیم عکس العمل آنها به هنگام شنیدن این عدد چیست ؟ آیا مى پذیرند یا بهانه آورده و خواهند گفت : چرا تعداد آنها کم است و چرا لااقل بیست نشد و... به هرحال در برابر این بیان سه گروه عکس العمل نشان مى دهند:
الف : گروهى که این عدد را تحقیر و مسخره مى کنند. (منافقان )
ب : گروهى از یهودیان و مسیحیان که با این عدد در کتاب هاى خودشان ماءنوس بوده اند، به اسلام گرایش پیدا مى کنند.
ج : گروهى از مسلمانان همین که گرایش اهل کتاب را دیدند، نسبت به قرآن خود مطمئن تر مى شوند.
ولى ماءموران پذیرایى اهل بهشت شماره و عدد ندارند، آن قدر زیادند که گاهى هزاران فرشته فقط آنان را استقبال مى کنند.
4 قرآن در توصیف ماءموران جهنّم مى فرماید: عَلَیهَا مَلائِکَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لایَعصُونَ اللّهَ ما اءمَرَهُم و یَفعَلُونَ مایُؤ مَرونَ آنان بسیار با خشونت و قدرت و قاطعیّت طبق همان فرمان خدا بدون هیچ گونه کم و کاستى مشغول عذابند و به استمدادها و ناله ها و نعره هاى دوزخیان کوچک ترین توجّهى نمى کنند، ولى فرشتگان ماءمور بهشت با جمله سَلامٌ عَلَیکُم طِبتُم فَاْدخُلُوها خالِدِینَ بهشتیان را استقبال نموده و به آنان خوش آمد مى گویند.
5 وضع دوزخ طورى است که نسبت به کفّار احاطه دارد و همه را فرا مى گیرد. در قرآن چند مرتبه این حقیقت با جمله اِنَّ جَهَنَّمَ لَمحِیطَةٌ بِالکافِرِینَ بیان شده است .
همچنین در سوره کهف مى خوانیم : اَحاطَ بِهِم سُرادِقُها سراپرده ها و شعله هاى جهنّم همه جاى کفار را در برگرفته و مى پوشاند.
چنانکه در جاى دیگر مى خوانیم : لَهم مِن جَهَنَّم مِهادٌ وَمِن فَوقِهِم غَواشٍ براى کفّار لجوج بسترهایى از آتش دوزخ که روى آنها پوشش هایى از همان آتش است ، قرار داده و از آنان پذیرایى مى نماییم .
6 دوزخیان در آتش آه و زوزه مى کشند. لهم فیها زفیر وشهیق

 .7 آتش دوزخ شعله و فوران دارد. وَ هِىَ تَفُورُ

8 آتش دوزخ هرگز به سردى نمى گراید، لایُخَفَّفُ عَنهُم  زیرا هرگاه به سوى خاموشى برود، خداوند او را شعله ور مى کند. کُلَّما خَبَت زِدنَاهُم سَعِیراً
9 عذاب دوزخ بسیار پرمایه و چند لایه است . وَمِن وَرائِهِ عَذابٌ غَلِیظٌ

10 در دوزخ مرگ نیست ، لایُقضى عَلَیهِم فَیَمُوتُوا و عذاب هاى مرگ آور هر لحظه دوزخیان را به هلاکت و نابودى و مرگ مى کشاند، ولى از مرگ خبرى نیست . وَیاءتِیهِ المَوتُ مِن کُلِّ مَکانٍ و ما هُوَ بِمَیِّت
امّا اهل بهشت تا ابد در انواع نعمت هاى الهى ودر کنار اولیاى خدا در لذّتند.
11 شعله هاى دوزخ مثل شمشیر به صورت مجرمان کشیده مى شود. تَلفَحُ وُجُوهَهُم النّارُ لَفح به معناى ضربه شمشیر است .
12 از سوز و حرارت آتش ، پوست صورت دوزخیان جمع و لب ها از هم باز و دندان ها آشکار مى شود. وَهُم فِیهَا کالِحُونَ مانند سرگوسفندى که آن را روى آتش مى گیرند تا موهاى او از بین برود، امّا قیافه بهشتیان همه جوان ، شاد، زیبا و معطّر است .
13 علاوه بر آتش ، سایه اى از دود سیاه نیز همه را فرا مى گیرد. وَ ظِلٍّ مِن یَحمُومٍ
14 آتش دوزخ شعله مى کشد، اِنّها لَظّى  ولى در بهشت درختان سر به فلک مى کشند.
15 آتش طورى است که به سراغ کنزاندوزان و سرمایه داران کافر مى رود، تَدعُوا مَن اَدبَرَ وَتَوَلّى و جَمَعَ فَاَوعى  همچون موشک هایى که با هدایت قبلى به سراغ هواپیماهاى دشمن مى رود. آرى آتش به سراغ کسانى مى رود که به دعوت الهى پشت کردند و اموالى را جمع و ذخیره کرده و به محرومان جامعه توجّهى ننمودند.
16 آتش دوزخ جرقه هایى دارد به بزرگى کاخ ، تَرمِى بِشَرَرٍ کَالقَصرِ ولى براى بهشتیان قصرهایى زیبا از جواهرات آماده است . در سوره مرسلات که آیاتى از دوزخ را بیان مى فرماید ده مرتبه مى گوید: وَیلٌ یَومَئِذٍ لِلمُکَذِّبِینَ واى بر تکذیب کنندگان (از خطرات آن روز).
17 جهنّم و آتش آن در محل سرپوشیده اى است که نمى توان از آن اندکى نجات پیدا کرده و فرار کرد، عَلَیهِم نارٌ مُؤ صَدَةٌ  ولى براى بهشتیان محدودیّت مکانى نیست ، بلکه وسعت بهشت به اندازه وسعت زمین و آسمان هاست .
18 آتش دنیا اوّل بیرون و پوست را مى سوزاند بعد استخوان و گوشت را، ولى آتش دوزخ باطن را همچون ظاهر مى سوزاند، الَّتىِ تَطَّلِعُ عَلىَ الاَفئِدَة  و اساساً هیزم آن انسان و سنگ است ، وَقُودُهَا النّاسُ وَالحِجارَةُ آتش دوزخ آتشى بر جان و جسم ، بر باطن و ظاهر است ، آتش دوزخ غیر از سوزندگى ، شکننده و کوبنده هم هست . وَ ما اَدراک مَا الحُطَمَة نارُ اللّهِ المُوقَدَةُ

19 لباس دوزخیان نیز از آتش است ، لَهُم ثِیابٌ مِن نارٍ  ودر جاى دیگر مى خوانیم : سَرابِیلُهُم مِن قَطرانٍ پیراهن دوزخیان از مادّه اى سیاه رنگ ، بدبو، قابل اشتعال ، اسیدگونه ، خشن و تیره است ، ولى لباس بهشتیان از حریرى نرم و نازک و لطیف و زیورهاى آنان از بهترین جواهرات خواهد بود.
20 علاوه بر همه عذاب ها، تازیانه ها و گرزهایى است که بر سر آنان کوبیده مى شود. وَ لَهُم مَقامِعُ مِن حَدِیدٍ
21 غذاى دوزخیان چیزى نظیر خار خُشک و جانگداز است که آنان را نه سیر مى کند و نه فربه . قرآن مى فرماید: لَیسَ لَهُم طَعامٌ اِلاّ مِن ضَرِیعٍ لایُسمِنُ و لایُغنى مِن جُوعٍ ولى براى اهل بهشت بهترین میوه ، غذا، نوشیدنى ، شیر، عسل ، گوشت و پرنده و... آماده است .

 



یاد دوزخ و قیامت  


دلیل آنکه این همه قرآن به مساءله معاد و صحنه هاى آن توجه کرده آن است که یاد قیامت عالى ترین اثر تربیتى را در انسان دارد. تمام جنایت ها از کسانى سر مى زند که به قول قرآن روز قیامت را فراموش کرده اند، نَسُوا یَومَ الحِسابِ چنانکه خداوند به کم فروشان مى فرماید: اَلا یَظُنُّ اولئِکَ اَنَّهُم مَبعُوثُونَ لِیَومٍ عَظِیمٍ آیا کم فروشان نمى دانند که براى روز بزرگى در محضر عدل الهى زنده مى شوند و باید جوابگوى اعمال خود باشند؟
خداوند نیز براى تربیت این قبیل انسان هاى مجرم و غیر مجرم و پیشگیرى از گناه یا ترک گناه ، از اهرم توجه به معاد استفاده مى کند، در هر روز که ما نماز مى خوانیم با گفتن جمله مالِکِ یَومِ الدِّین باید فکر خودمان را به معاد توجّه دهیم .
حضرت على علیه السّلام درباره حمّام رفتن مى فرماید: خوب جایى است حمّام ، زیرا آب داغ آن ما را به یاد قیامت و آتش مى اندازد

پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله در دعاى مجیر هشتاد و شش مرتبه با جمله اَجِرنا مِنَ النّارِ یا مُجِیر که به معناى پناهم بده از آتش اى خداى پناه دهنده است ، ما را به دورى از آتش دوزخ توجّه داده اند، چنانکه در پایان هر بند از دعاى جوشن کبیر نیز رهایى از آتش را از خداوند مى خواهیم . خلّصنا من النّار یا ربّ
و حضرت على علیه السّلام در مسجد کوفه و دیگر جاها یک یک اوضاع خطرناک قیامت را به زبان آورده و از خداوند امنیّت را درخواست مى کند، الّلهُمَّ اِنّى اَسئَلُک الاَمانَ یَومَ لا یَنفَعُ مالٌ وَ لابَنون ... اَسئلُکَ الاَمانَ یَومَ یَعَضُّ الظّالِمُ عَلى یَدَیه ...
مساءله قیامت مساءله اى است که امامان ما در نماز همین که به جمله مالک یَوم الدّین مى رسیدند آن قدر آنرا تکرار مى کردند که نزدیک بود جان به جان آفرین تسلیم کنند چنانکه در مورد امام صادق علیه السّلام مى گویند: آن قدر این جمله را در نماز تکرار مى فرمود که بعضى حوصله شمارش آن را نداشتند.
خلاصه قیامت روزى است که به فرموده حضرت على علیه السّلام از گرمى ، عرق تا دهن مردم مى آید و چنان درفشارند که هر کجا جاى پایى براى ایستادن پیدا کنند، خوشحال مى شوندروزى که تاریک و داغ و تنگ و وحشت آور است و انواع ناله ها و نعره ها به گوش مى رسد، روزى که هیچ قدرتى به دست هیچ کس نیست ، لِمَنِالمُلکُ الیَومَ لِلّهِ الواحِدِ القَهّارِ امروز قدرت براى کیست ؟ براى خداوند قهار. کجا هستند کسانى که ادّعاى خدایى و الوهیّت مى کردند؟

 


گوشه اى از علل عذاب  


در قرآن و روایات به بعضى از علل عذاب هاى آخرت اشاره شده است و ما در اینجا به قسمتى از آنها اشاره مى کنیم :


الف : علل عذاب در قرآن 


1 ایمان نداشتن به خدا و فکر محرومان جامعه نبودن .
در قرآن مى خوانیم : اِنَّهُ کانَ لایُؤ مِنُ بِاللّهِ العَظِیمِ و لایَحُضُّ عَلى طَعامِ المِسکِینِدر قیامت به ماءموران عذاب خطاب مى شود: بگیرید این مجرم را و به دست او دست بند بزنید و به دوزخ ببرید، زیرا او به خداى بزرگ ایمان نیاورد و به فکر محرومان نبود و حتّى دیگران را به آن تشویق نکرد.
2 ایمان به معاد نداشتن ، پاى بند نماز نبودن و در یاوه سرایى و لهو و لعب ها غرق شدن .
قرآن مى فرماید: قالُوا لَم نَکُ مِنَ المُصَلِّینَ وَ لَم نَکُ نُطعِمُ المِسکِینَ وَ کُنّا نَخُوضُ مَعَ الخائِضِینَ وَ کُنّا یُکَذِّبُ بِیَومِ الدِّین  بهشتیان از دوزخیان مى پرسند چه شد که شما به جهنّم رفتید؟ آنان مى گویند: ما اهل نماز نبودیم و ایمان به قیامت نداشتیم و نسبت به محرومان بى تفاوت بودیم و در باطل غرق شدیم .
3 آیات و احکام خدا را مسخره کردن و به دنیا مغرور شدن .
قرآن مى فرماید: وَ ماءواکُمُ النّارُ وَما لَکُم مِن ناصِرِینَ ذلِکُم بِاَنّکُم اتّخَذتُم آیاتِ اللّهِ هُزُواً وَ غَرَّتکُم الحَیاةُ الدُّنیا فَالیَومَ لایُخرَجُونَ مِنهَا وَلاهُم یُستَعتَبُونَ جایگاه شما آتش ‍ است و هیچ یاورى براى شما نیست ، زیرا آیات خدا را مسخره مى کردید و دنیا شما را مغرور کرد، بنابراین امروز گرفتار آتش شدید شده و از آن نیز بیرون نخواهید رفت و عذرتان هم پذیرفته نیست .
4 ارتکاب گناه و نپذیرفتن دعوت انبیا.
قرآن مى فرماید: مِمّا خَطِیئاتِهِم اُغرِقُوا فَاُدخِلُوا ناراً قوم نوح چون دعوت او را نپذیرفتند و مرتکب انواع خطاها شدند، در دنیا غرق و سپس وارد آتش شدند.
5 خیانت به اولیاى خدا.
در سوره تحریم مى خوانیم : فَخانَتاهُما فَلَم یُغنِیا عَنهُما مِنَ اللّهِ شَیئاً وَ قِیلَ ادخُلاَ النّارَ مَعَ الدّاخِلِینَ همسران حضرت نوح و لوط خیانت کردند و آن دو پیامبر بزرگوار نیز با وجود مقام پیامبرى نتوانستند آنها را نجات دهند و لذا همراه سایر دوزخیان حکم به دخول در آتش آن همسران خائن صادر شد.
6 سرمایه اندوزانى که متکبّرانه با حق برخورد مى کنند.
قرآن مى فرماید: تَدعُوا مَن اَدبَرَ وَتَوَلّى وَجَمَعَ فَاَوعى  آتش به سراغ آن گروهى رود که به نداى حق پشت کرده و اموالى را جمع و ذخیره مى نمایند.
و خلاصه دلیل قهر خدا در آن روز همین بى تفاوتى هاى آنها در دنیاست ، زیرا خودشان مى گویند: لَو کُنّا نَسمَعُ اَو نَعقِلُ ما کُنّا فى اَصحابِ السَّعِیرِ اگر ما نسبت به حقّ فکر باز گوش شنوایى داشتیم ، امروز در میان دوزخیان نبودیم .
دلائل رفتن به دوزخ زیاد است که ما به همین اندازه اکتفا مى کنیم .


ب : علل عذاب در روایات  


در روایات متعدّدى نیز به علل عذاب دوزخیان اشاره شده است که به گوشه اى از آنها اشاره مى کنیم :
# در حدیث مى خوانیم : کسانى که با بناى ساختمان هاى زیبا خودشان را در جامعه مطرح مى کنند، در قیامت گرفتار همان بناها خواهند بود.
پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله در یک حدیث طولانى فرمودند:
# کسى که به یک وجب از زمین همسایه خیانت کند، روز قیامت آن قطعه تا اعماق زمین به صورت طوقى به گردنش انداخته مى شود.
# کسى که اهل گناه زنا و لواط باشد، بدبوتر از مردار به دوزخ مى افتد.
# کسى که به همسرش ظلم کرده و مهریّه او را نپردازد، در قیامت مانند زناکاران محشور گشته و مورد سؤ ال قرار مى گیرد و از پاداش کارهاى نیک او کاسته و بدین وسیله حق همسرش پرداخت مى شود.
# کسى که همسران متعدّد دارد، اگر میان همسران خود به عدالت رفتار نکند در قیامت به دست او غُل و دستبند مى زنند.
# کسى که به مسلمانى سیلى بزند، با عذاب قیامت استخوان هایش ‍ خرد مى شود.
# کسى که با سخن چینى ونیش زبان میان مسلمانان را بهم بزند، در قیامت با نیش مارگزیده مى شود.
# کسى که با مال وثروت خود به محرومان و فقرا فخرفروشى کرده و آنها را تحقیر کند، همچون مورچه ، خوار وکوچک محشور وبه دوزخ مى افتد.
# کسى که در دنیا به زنان و مردان پاکدامن نسبت زنا و لواط بدهد، خداوند تمام کارهاى خیر او را نابود کرده و با وضع سخت و اسفبارى به دوزخ پرتاب مى شود، مگر این نسبت به عنوان شهادت وبا شرایط آن در نزد قاضى عادل باشد.
# کسى که در دنیا به جاى این همه نوشیدنى هاى گوارا و لذیذ، از شراب استفاده کند، در قیامت به او از مایعات سمّى آتش زاى بدبو مى نوشانند.
# کسانى که اهل احتکارند یا به مشروبات حرام خو گرفته اند یا عامل اغفال و گول زدن دختران و پسرانند، در یک وادى جداگانه اى در دوزخ پذیرایى مى شوند.
# کسانى که با شایعه ها، گواهى ها و شهادت هاى ناحق و پرونده سازى هاى دروغ باعث سقوط افراد در جامعه مى شوند، در قیامت به زبانشان آویخته و در قعر دوزخ در کنار منافقان قرار مى گیرند.
# کسانى که با ریخت وپاش وسفره هاى رنگین در جامعه طاغوت تراشى کرده و خودشان را مطرح کنند، همان غذا آتش هایى مى شود ودرون آنها را مى سوزاند.
# کسانى که با تلاوت قرآن در جامعه خودشان را مطرح مى کنند، در قیامت با روى سیاه محشور مى شوند.
# کسانى متکبّرند، در قیامت در قیافه هاى بسیار ریز لگدمال مى شوند.
# کسانى که مردم از ترس به آنها احترام مى گذارند، از بدترین مردم در قیامت خواهند بود.
# کسانى که حتّى با گفتن کلمه اى در قتل بى گناهى شریک شوند، در قیامت بخشى از خون آن بى گناه به دامن آنها قرار داده مى شود.
# کسانى که دنیا را بر آخرت و دنیاپرستان را بر مردان خدا ترجیح دهند، در قیامت کور محشور مى شوند.
# کسانى که منافقانه با مردم برخورد کرده و دو رو و دوزبانه باشند، در قیامت دو زبان از آتش به آنها داده مى شود.
# کسانى که مال دیگران را به ناحق تصاحب کنند، گویا در قیامت قطعه اى از آتش را به دهن فرو برده اند.
# کسانى که (نعوذباللّه ) مرتکب زنا یا لواط یا سایر لذّت هاى شهوانى غیرمشروع شوند، لگامى از آتش به دهن آنها زده مى شود و در درّه هاى آتش ‍ انداخته مى شوند.
آرى ، با توجّه به این روایت و روایت هاى دیگر، بیشتر عذاب هاى قیامت مربوط به نادیده گرفتن حقوق مردم و جامعه است و از طرفى تمام تجاوزات به مال ، ناموس ، آبرو و جان انسان هاى بى گناه ، یک عامل اصلى بیشتر ندارد و آن نداشتن ایمان به معاد است ، واگر مردم طبق وحى و کتاب هاى آسمانى به قیامت ایمان بیاورند و قهر و عقوبت خدا را باور داشته باشند و پاى خود را از این همه مفاسد کنار بکشند، در دنیاى ما دیگر ترس ، فقر، قلدرى ، توهین و نفاق و تجاوز و جنایتى به چشم نخواهد خورد.
تمام دادگاه ها، دادگسترى ها، قضات ، حقوق دانان ، روان شناسان ، جامعه شناسان ، مصلحان و بشردوستان دنیا باید راهى که مى روند تجدید نظر نمایند و ریشه اصلى مفاسد را در دنیا بررسى کنند که آن نبود تقواست ، سپس به عامل پیدایش تقوا که همان ایمان به حضور خدا و حضور در دادگاه قیامت و ایمان به کیفر و پاداش خداوند است ، بیشتر توجه نمایند، ولى افسوس که جهانیان راه اصلى را گم کرده اند.


عذاب هاى روحى و روانى 


آنچه تاکنون درباره وضع دوزخ و کیفر مجرمان گفته شد مربوط به عذاب هاى جسمى آنان بود، لیکن در قیامت نوع دیگرى از عذاب وجود دارد که ناگوارى آن کمتر از عذاب هاى جسمى نیست و آن عذاب هاى روحى است که در آیات و روایات به آن اشاره شده است ، از جمله :
1 مؤ منان به آنها مى خندند، فَالیَومَ الَّذِینَ آمَنوا مِنَ الکُفّارِ یَضحَکُونَ زیرا در دنیا کافران آنها را مسخره کرده و به آنها مى خندیدند. اِنَّ الَّذِینَ اَجرَمُوا کانُوا مِنَ الَّذِینَ آمَنوا یَضحَکون  آرى ، جواب مسخره کردن و خنده کافران در دنیا، خندیدن به آنها در قیامت است .
2 خداوند با آنها حرف نمى زند، وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللّهُ یَومَ القِیامَة ...
3 با خطاب تحقیرآمیز با آنها سخن گفته مى شود. ذُقْ اِنّکَ اَنتَ العَزِیزُ الکَرِیمُ بچش مزه عذاب و قهر خدا را که همانا عمرى در شخصیّت موهومى زندگى کردى و خود را انسانى نمونه ، کم نظیر، عزیز و کریم مى پنداشتى !

 

برگرفته از کتاب معاد

حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ محسن قرائتى